ادبی یار غار، رفیق گرمابه و گلستان، رفیق شفیق، همپیاله، همبزم
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
He has been my boon companion since college.
او از زمان دانشگاه یار غار من بوده است.
A boon companion, she always celebrated my successes and shared my sorrows.
بهعنوان رفیق گرمابه و گلستان، او همیشه موفقیتهایم را جشن میگرفت و در غمهایم شریک میشد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «boon companion» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/boon companion